راز بهت ام
رنگ یادم
شوق حضورم
تو ..
.. تو
تو
سلامی دوباره..این دفعه میخوام یه خورده پامو بکنم تو کفش بزرگترها..و در مورد مطلبی بنویسم که یه خورده نوشتن در موردش سخته...اما دلمو میزنم به دریا و مینویسم البته در حد داشته های ذهنی خودم..یعنی یه دانشجوی ساده ...و امیدوارم کم و کاستی هاشو به خوبی خودتون ببخشید...امروز داشتم یه مطلب راجع به ذهنیت و غرض ورزی غربیها راجع به اسلام و مسلمانها میخوندم..که راجع به این موضوع سر فرصت حتما مینویسم..اما امشب میخوام به موضوع کلی تری بپردازم..تا حالا به این اختلافات مذهبی مردم دنیا توجه کردین؟هر کدوم دارن سعی میکنن بگن دین ما برتر و بهتره..کاملتره..یکی اینور دنیا میگه مسیحیت یه دین تحریف شده است..یه عده دیگه اونور دنیا میگن اسلام دین شمشیر و خشونت و جنگه..یه سریه دیگه این وسط میگن دین زرتشتی ها امیخته به شرکه..حالا بخوایم وارد جزئیات هر کدوم از این دینها بشیم و به مذاهب برسیم که دیگه فاجعه است..کاتولیک ها پروتستان ها رو قبول ندارن و بالعکس..در این بین وضع مسلمونا هم که دیگه واقعا تاسف برانگیزه.اهل تسنن میگن شیعیان اسلام رو به شرک الوده کردن..شیعیان هم که اصلا اسلام اهل تسنن رو قبول ندارند..خلاصه اینکه توی قرن ۲۱ که ادماش ادعای دانش و تعقلشون گوش فلک رو کر کرده بحثهای دینیشون بیشتر به یک لجبازیه کودکانه شبیهه...واضح تر بگم ما ادما اصل رو ول کردیم و چسبیدیم به فرع...اینقدر خودمون رو تو این لجبازیهای کودکانه غرق کردیم که پاک یادمون رفته که همه این پیامبران اومدن که به یه چیز اشاره کنن..و اونم پرستش خداست..یعنی همون اصل و منشا همه جهان...یادمه یه روز که مشغول بازی با برادر کوچیکم که ۲ سالشه بودم برای اینکه حواسش رو به یه چیز جالب جلب کنم با دستم اشاره کردم تا به اون سمت نگاه کنه و اون چیزی رو که من میخوام ببینه..اما داداش کوچولوم با تعجب فقط به انگشت اشاره ام نگاه میکرد..و هرچی بیشتر به اون سمت اشاره میکردم بازم اون فقط به دستم نگاه میکرد..فکر میکرد دارم با دستم براش ادا در میارم تا بخنده..نمیدونید چقدر حرصم گرفته بود که داداش کوچولوم متوجه منظور اصلیم نمیشد..ماجرای ما ادما هم همین شده..همه این پیامبرها اومدن تا یه اشاره باشن به سوی اون منبع اصلی..اما ماها به جای توجه به اون منبع داریم سر اشاره دهنده اش دعوا میکنیم..و اصلا این وسط چیزی که در موردش بحث و تفکر نمیشه..همون خدائیه که در همین نزدیکیست..خدائی که با فاصله یه اشاره میشه دیدش..اما ما ادما ...به قول شاعر:
هفت شهر عشق را عطار گشت...........................................ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
نظر یادتون نره هاااا
حتما به فروشگاه یوتاب یه سری بزنید اگه نرفتی ناراحتم می کنی هااااااااااااا
دوستان من با کلیک بر روی تبلیغات این
سایت من را خوشحال کنید امیدوارم
همیشه موفق باشید گلهای من
نظر یادتون نره هااااا
آدرس وبلاگ های جدید من را در زیر مشاهده کنید و از آنها بازدید کنید
آدرس وبلاگ 1: www.yootab.mihanblog.com
آدرس وبلاگ 2: www.yootab.samablog.com
امیدوارم که از وبلاگ های من دیدن کنید منتظر شما میمونم میدونم که میاید
با عرض معذرت خواهی برای اینکه
دو سه روزه به شما جواب ندادم
من چند روز به اینترنت دسترسی نداشتم
امیدوارم منو ببخشید و به فروشگاه سر بزنید
با عرض سلام خدمت دوستان عزیز امیدوارم که از وبلاگ من خوشتون اومده باشه
اگر میخواین که منو خوشحال کنید از فروشگاه یوتاب بازدید کنید
از این فروشگاه بازدید کنید و هر چه که نیاز دارد سفارش دهید
من همیشه آپم و در فروشگاه یوتاب منتظر شما دوستان عزیز
فروشگاه یوتاب از همین الان آماده تحویل محصولات در هر جای ایران می باشد
فروشگاه یوتاب از تاریخ ۱۵/۵/۸۸ شروع به کار کرده است دوستان عزیز با ورود به فروشگاه ما را سرافراز کنید
بازدید کنید و محصولات مورد نیاز خود را از این فروشگاه تهیه کنید منتطر شما هستم


از پشت میله های این قفس
نگاه می کنم . . .
تنهام و پرندگان بی شماری
ورای میله های فولادین حبس دلگیر من
در پروازند
میان آسمان آبی
لابه لای شاخه های سرسبز و پر طراوت درختان
سر در آغوش هم . .
بی هراس بودن دیواری و زندانبانی
مشغولند و آواز شور انگیز و
زیبایشان در گوشهای من می پیچد .
آه . . . آنها آزادند
و من هیچ گاه از آنان
انتظار نداشته ام
که به آنسوتر خویش
به قفل سنگین میله های زندان من
و پشت این میله ها . . به قلب کوچک من
به چشم های غمگین و
پرحسرت من
نگاه کنند .
پرو بال من در این قفس
پرواز را
لابه لای خفقان سنگینش
گم کرده است
و حنجره ام دیگر
شوقی برای خواندن ندارد .
دلم هوای پریدن دارد . . هوای آواز . .
کدام نگاه . . ؟
کدام دست . . ؟
کدام امید ؟
قفل یاس آموز حبس مرا
خواهد توانست
شکست . . . ؟

آرتمیز : نخسیتن و تنها زن دریاسالار جهان تا به امروز . او به سال ۴٨٠ پیش از میلاد به مقام دریاسالاری ارتش شاهنشاهی خشیارشا رسید و در نبرد ایران و یونان ارتش شاهنشاهی ایران را از مرزهای دریایی هدایت می کرد . تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی - برجستگی و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار نامیده اند.آرتمیس نیز درست میباشد .
آتوسا : ملکه بیش از ٢٨ کشور آسیایی در زمان امپراتوری داریوش بزرگ . هرودوت پدر تاریخ از وی به نام شهبانوی داریوش بزرگ یاد کرده است و آتوسا را چندین بار در لشگرکشی ها داریوش یاور فکری و روحی
داریوش بزرگ دانسته است . چند نبرد و لشگر کشی مهم تاریخی ایران به گفته هرودوت به فرمان ملکه آتوسا صورت گرفته است .
آرتادخت : وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشکانی . به گفته کتاب اشکانیان اثر دیاکونوف روسی خاور شناس بزرگ او مالیات ها را سامان بخشید و در اداره امور مالی خطایی مرتکب نشد و اقتصاد امپراتوری پارتیان را رونق بخشید .
آزرمی دخت : شاهنشاه زن ایرانی در سال ۶٣١ میلادی . او دختر خسرو پرویز بود که پس از" گشتاسب بنده" بر چندین کشور آسیایی پادشاهی کرد . آذرمیدخت سی و دومین پادشاه ساسانی بود . واژه این نام به چم ( معنی) پیر نشدنی و همیشه جوان است .
